احمد بن محمد ميبدى

658

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

را مطالعه كردم و براى آنكه حقايق تفسير و لطائف تذكير آن بيشتر مورد استفاده باشد به بسط و تفصيل آن همّت بسته و بر آن سر شدم كه مرغ سخن را در آن فضا بال‌وپر بگشايم و نام آن را كشف الاسرار و عدّة الابرار نهادم . . . » اين شرح در سال 520 هجرى يعنى چهل سال پس از فوت خواجه تأليف شده و خوانندگان عزيز كه به دقّت آن را مطالعه مىكنند پى به اهميّت آن برده و آن را با دو كتاب ديگر كه شرح داديم از يك منبع و يك اصل خواهند دانست و خلاصهء هر سه كتاب ، درس خداشناسى و ايمان به يگانگى او و پرستش او از راه عرفان است كه داراى سه ركن : شريعت و طريقت و حقيقت مىباشد و چگونگى سير و سلوك در آن راه‌ها را مىنمايانند 4 - رسالهء انوار التحقيق : اين رساله مشتمل بر مكالمات و مخاطبات و مواعظ كه داراى سه مقاله است . مقالهء اوّل داراى دو مكالمه و مقالهء دوّم داراى 12 مخاطبه و مقالهء سوّم داراى 12 مواعظ است و ما در اينجا چند نمونه از شعرها و نثر آن مىآوريم . از مكالمهء اوّل در عشق به خداوند : اى ز دردت خستگان را بوى درمان آمده * ياد تو مر عاشقان را راحت جان آمده صد هزاران همچو موسى مست اندر گوشه‌اى * رَبِّ أَرِنِي * كو شده ، ديدارجويان آمده ! سينه‌ها بينم ز سوز هجر تو سوزان شده * ديده‌ها بينم ز درد عشق گريان آمده صد هزاران عاشق سرگشته بينم پراميد * در بيابان غمت اللّه‌گويان آمده عاشقانت نعرهء الفقر فخرى مىزنند * بر سر كوى ملامت پاىكوبان آمده پير انصار از شراب شوق خورده جرعه‌اى * همچو مجنون گِردِ عالم مست و حيران آمده از مكالمهء دوّم در مناجات : يا رب دلِ ما را تو به رحمت جان ده * درد همه را به صابرى درمان ده اين بنده نداند كه چه مىبايد خواست * داننده توئى هرآنچه خواهى آن ده يا رب زِ رَهِ راست نشانى خواهم * از بادهء آب و خاك جانى خواهم از نعمت خود چو بهره‌مندم كردى * در شكرگزاريت زبانى خواهم يا رب تو مرا انابتى روزى كن * شايستهء خويش طاعتى روزى كن زان پيش كه فارغ شوم از كار جهان * از هر دوجهان فراغتى روزى كن اى لطف عميم تو خطاپوش همه * اى حلقهء بندگيت در گوش همه بردار خدايا زِ كَرَم بار گناه * در روز فروماندگى از دوش همه من بندهء عاصيم رضاى تو كجا است ؟ * تاريك دلم نور رضاى تو كجا است ؟ ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشى * آن بيع بود ، لطف و عطاى تو كجا است ؟ آنجا كه عنايت خدائى باشد * فسق آخر كار ، پارسائى باشد و آنجاى كه قهر كبريائى باشد * سجّاده‌نشين كليسيائى باشد بادا كَرَمِ تو بر همه پاينده * احسان تو سوى بندگان آينده